محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6135

تاريخ الطبرى ( فارسي )

محمد بن طاهر طاهرى بود و برادر محمد بن عبد الله طاهرى . كارهاى سليمان به دست وس بلخى بود كه بر او تسلط داشت . محمد بن اوس فرزندان خويش را در شهرهاى طبرستان پراكنده بوده و آنها را عامل شهرها كرده بود و به هر يك از آنها شهرى داده بود اينان كمسالان بىخرد بودند كه زير دستان و رعيت از آنها و بىخرديشان به رنج بودند و بر بىخردى و رفتار آنها و پدرشان و سليمان بن عبد الله با كسان معترض بودند ( 272 و ضمن حادثه ها كه كتاب با شرح آن دراز مىشود ، تأثير بدشان بر مردم شدت گرفت ، بعلاوه چنان كه به من گفته‌اند ، محمد بن اوس ديلمان را خونى كرد ، آنها با مردم طبرستان به صلح و مسالمت بودند و او دستاويزى براى هجوم به ايشان فراهم كرد و به غافلگيرى وارد ديارشان شد كه مجاور طبرستان بود و از آنها اسير گرفت و كشتار كرد ، آنگاه به طبرستان بازگشت و اين كينه و خشم مردم طبرستان را فزون كرد . وقتى فرستادهء محمد بن عبد الله ، جابر بن هارون نصرانى ، به طبرستان رسيد تا تيولى را كه در آنجا به محمد داده بودند تصرف كند . چنان كه به من گفته‌اند تيولى را كه از خالصجات سلطان به محمد داده شده بود به تصرف آورد . و زمينهاى باير پيوسته به آن را نيز كه مردم آن ناحيه از آن فايدت مىبردند تصرف كرد . از جمله چيزها كه مىخواست تصرف كند زمينهاى مواتى بود كه نزديك دو مرز بود كه يكى كلار نام داشت و ديگرى سالوس . در آن وقت در اين ناحيهء دو مرد بودند به دليرى و شجاعت معروف كه از قديم به حفظ آن ناحيه از دست اندازى ديلمان و اطعام كسان و دستگيرى پناهندگان شهره بودند ، يكيشان محمد نام داشت و ديگرى جعفر ، هر دوان پسر رستم ، و برادر همديگر . اينان به كار جابر در مورد تصرف زمينهاى بايرى كه وصف آن را بگفتم اعتراض كردند و به ممانعت وى برخاستند . پسران رستم در آن ناحيه مطاع بودند و مطيعان خويش را دعوت كردند كه براى جلوگيرى از تصرف جابر در زمينهايى